بهت اعتماد به نفس می دهم اگه خودت بخواهی...
راز موفقيت
انسان موفق كيست ؟
چگونه مي توان موفق شد؟
ديگران چگونه به موفقيت در زندگي دست يافته اند؟
آيا مي توان موفق شد؟
آيا ....
سؤالات متعدد و متنوعي در اين زمينه ذهن بسياري از نوجوانان و جوانان را به خود مشغول ساخته است . ولي نكته ي مهم اينجاست كه آيا اين سؤالات و سؤالاتي از اين قبيل ، واقعاً پاسخي قانع كننده دارند؟ ما عقيده داريم صد در صد.
عوامل مختلفي در موفقيت يك انسان نقش دارند، امّا نقش اصلي با خود انسان است . و معتقد هستيم كه عامل اصلي در هر موفقيت و يا شكستي خود فرد مي باشد. و در اين كتاب سعي كرده ايم تا به عوامل ، ويژگي ها و راه كارهاي عملي كه انسان هاي موفق از آن ها بهره گرفته اند اشاره كنيم و شما هم مي توانيد. با استفاده از اين راه كارها به موفقيت و پيروز برسيد.
امّا با يك شرط ، آن هم اين كه مطالعه و به كارگيري راه كارهاي پيشنهادي را با تمام وجود و بدون ترديد و با ايمان به موفقيت ، شروع كنيد.
اگر ترديدي در خود احساس مي كنيد اين كار را براي فرصتي ديگر موكول كنيد.
راه كارها و عوامل مهم در پيروزي
1 ـ عجيب ترين راز زندگي اين است :
«انسان به درستي همان مي شود كه به آن فكر مي كند»
آيا فكر مي كنيد مي توانيد موفق شويد. باورتان در مورد خود و آينده و موفقيت در تصميمات تان چيست . اگر قدم هاي خودتان را در راهي كه انتخاب كرده ايد با ترديد و سستي برداريد و حتي در انديشه ي خود هم ترديد به خود راه دهيد، مطمئن باشيد در راه رسيدن به پيروزي دچار مشكل خواهيد شد. پس از اين راز به خوبي استفاده كنيد.
2 ـ اين مطلب را فراموش نكنيد، و حتي در صورت امكان با خط زيبا بنويسيد و آن را در مقابل ديد خود نصب كنيد:
«ديگران چون به جايي رسيده اند، من هم مي توانم »
در اين راز لازم است اين نكته را در نظر بگيريد كه نسبت به اطرافيان ، هم نوعان خود توجه و شناخت واقع بينانه داشته باشيد. انسان هايي كه در محيط زندگي تان و در شهر و كشورتان و حتي فراتر از آن در دنيايي كه شما در آن هستيد، وجود دارند، غافل نباشيد و آن ها را هم نابغه نپنداريد. خيلي از آن ها مثل شما افرادي عادي هستند يا در نوجواني و جواني شان مثل شما بوده اند حتي ممكن است ضعيف تر از شما بوده و در موقعيت هاي بدتري از شما قرار داشتند. پس چون ديگران به جايي رسيده اند، به مقام علمي ، به موقعيت هاي شغلي ممتاز دست يافته اند، شما هم مي توانيد.
خودتان را دست كم نگيريد و موفقيت هاي بزرگ ديگران را هم معجزه نپنداريد.
البته در قطب مخالف ديگرانِ موفق ، ديگرانِ شكست خورده هم وجود دارند. از ديدن آن ها هم غافل نشويد.
در كل انسان ها را به سه دسته تقسيم كنيد:
انسان هاي پيروز
انسان هاي عادي
انسان هاي شكست خورده
كافي است الگوي خودتان را انتخاب كنيد و تلاش كنيد به آن برسيد. هر چند در موفقيت و شكست ، عوامل فردي و اجتماعي فراواني مانند: خانواده ، جامعه ، دوستان ، رسانه ها، آموزش و پرورش و ... نقش دارند، ولي باز هم روي اين عقيده پافشاري مي كنيم نقش خود فرد مهمتر از تمام عوامل بيروني است .
پس ديگران كه وزير شده اند،
ديگران كه رئيس جمهور شده اند،
ديگران كه استاد دانشگاه شده اند،
ديگران كه معلم شده اند،
ديگران كه مهندس و پزشك و روان شناس و مشاور و قاضي و ... شده اند
ديگران كه بدبخت شده اند، معتاد، زنداني ، بزهكار، فاسد و ... شده اند
و ديگران كه ورزشكار، خواننده ، هنرمند، تاجر و ... شده اند
پس من هم مي توانم با تلاش و اراده ي خودم يكي از اين ديگرانِ موفق يا شكست خورده شوم .
3 ـ موفقيت يعني به كارگيريي استعدادها و توانايي ها:
تا به حال براي حد و حدود استعداد و قدرت انسان مطلبي نوشته نشده و شايد از اين به بعد هم نوشته نشود، چرا كه براي توانايي هاي انسان حد و حدودي متصور نيست و بهترين سند براي اين ادعا اين است كه در وجود انسان روح خدايي دميده شده و در نتيجه مي توان گفت از سوي خداوند متعال در وجود انسان ها توانايي ها و استعدادهاي نامحدود و بي مقداري ، قرار داده شده است .
امّا سؤال مهم اين است چرا با اين همه توانايي و استعداد باز هم برخي از جوانان و نوجوانان جمله ي «نمي توانم موفق شوم » را به كار مي گيرند. يا «نمي توانم از عهده ي چند كتاب انگشت شمار برآيم » ، يا «نمي توانم از اين مانع ناچيز عبور كنم » يا نمي توانم از دست فلان عادت ناچيز و بسيار جزئي مانند ترك عادت سيگار و... كه در برابر قدرت انسان كم ارزش هستند خلاص شوم . يا فكر مي كنم نتوانم از فلان آزمون يا مصاحبه موفق بيرون آيم و ...
پاسخ اين سؤال را بايد كساني بدهند كه آن نمي توانم ها را به كار مي گيرند. ولي يك جواب كوچك هم من مي دهم ، آنها توانايي هاي خودشان را نمي شناسند.
4 ـ پيروزي يعني هدف مند زندگي كردن :
برخي ها از ديد روان شناسي ، پيروزي و موفقيت را داشتن هدف مناسب و رسيدن به آن تعريف مي كنند. البته مي توان اهداف را از چندين بعد طبقه بندي نمود مثل اهداف مناسب ، اهداف خيالي ، اهداف بسيار بزرگ ، اهداف ناچيز و بسيار كوچك و ... لازم است اين نكته را فراموش نكنيد گاهاً بي هدفي بسيار شايسته تر از داشتن اهداف خيالي و بسيار بزرگ است . چون در حالت بي هدفي هر چند پيروزي نيست ولي اراده و اعتماد به نفس و عزت نفس انسان به اندازه موقعيتي كه در آن ، اهداف بسيار بزرگي كه شخص ناتوان در رسيدن به آن است ، آسيب نمي بيند.
پس سعي كنيد اهداف متناسب با توان ، استعداد، موقعيت ، محدوديت ها و شرايط زندگي تان در نظر بگيريد و خود را در مسير رسيدن به آن ها قرار دهيد.
آدلر اهداف را به سه دسته تقسيم مي كند كه عبارتند از: اهداف غائي ، اهداف مياني و اهداف فعلي يا كوتاه مدت و انسان موفق آن است كه براي رسيدن به اهداف خود از هر سه استفاده نمايد.
براي مثال موفقيت در كنكور و رسيدن به رشته مورد دلخواه در دانشگاه يك هدف غائي است كه فرد براي رسيدن به آن ، اهداف ميان مدتي در نظر مي گيرد
مثلاً در آزمون هاي آزمايشي شركت مي كند.
برنامه هاي سه ماهه يا چند ماهه براي خود تدوين مي كند.
در صورت نياز از كلاس هاي تقويتي استفاده مي كند.
تحت نظر يك مركز مشاوره ي مورد اعتماد به حل مشكلات روحي و رواني احتمالي خود مي پردازد.
در نهايت براي رسيدن به اهداف ميان مدت ، لازم است اهداف كوتاه مدت و آني در نظر گرفته شود. مانند مراجعه به مراكز مشاوره ، ثبت نام در كنكور آزمايشي و شركت در آزمون هاي آن ها، اجراي برنامه هاي روزانه و هفتگي ، شركت در كلاس هاي پيش دانشگاهي و كلاس هاي تقويتي و مطالعه دروس آن ها، داشتن برنامه روزانه و اجراي آن .
بنابراين با تدوين اهداف «كوتاه مدت و آني »، فرد مي تواند به اهداف ميان مدت دست يافته و بالاخره بعد از دست يافتن به «اهداف مياني » او به هدف غائي خود خواهد رسيد.
5 ـ پيروزي يعني داشتن رفتارهاي مسئولانه و قبول مسئوليت :
مسئولانه رفتار كردن يعني نسبت ندادن عواقب و نتايج اعمال و رفتارهاي خود به عوامل بيروني و ديگران . انسان هاي موفق علل و عوامل موفقيت ها و شكست هايشان را مي شناسند. موفقيت هايشان را كه خودشان عامل اش بوده اند به ديگران و عوامل بيروني نسبت نمي دهند. و برعكس مسئوليت شكست ها و ضعف هايشان را هم مي پذيرند.
از طرف ديگر قبول مسئوليت يعني فرار نكردن از قبول برخي امور، زير بار برخي كارها و فشارهاي ناشي از آن رفتن و شانه خالي نكردن از وظايف زندگي و سختي هاي زندگي ، انسان هاي موفق در خودشان احساس برتري و اقتدار دارند و اين احساس را از طريق قبول مسئوليت ها، درگيري با زندگي و عهده دار شدن وظايف و انجام آن ها در زندگي و مشاهده ي موفقيت ها و عواقب تلاش هاي خود و ... به دست آورده اند. پس شما هم براي رسيدن به پيروزي بهتر است عهده دار وظايف و نقش ها و مسئوليت ها و پذيرش سختي هاي آن ها باشيد.
6 ـ پيروزي يعني محبت كردن ، صميميت و هم كاري و دوستي با ديگران :
انسان در زندگي اش جدا از ديگران در نظر گرفته نمي شود. هر چند در خيلي از تصميمات زندگي ممكن است فرد احساس كند، فقط تلاش هاي فردي و پشت كارش باعث رسيدن به اهداف اش خواهد شد. امّا در اين تلاش چگونگي ارتباط با ديگران ، افراد خانواده ، دوستان و فاميل و حتي همه ي مردم كه به نوعي با آن ها ارتباط داريم ، نقش به سزايي دارند.
در محيط خانه ، كتاب خانه يا در هر محيطي كه شما براي رسيدن به موفقيت تلاش مي كنيد حضور ديگران ، صداي ديگران مي تواند سه نوع احساس را ايجاد كند.
1 ـ احساس خوشايند (شادي ، لذت ، خنده ، رضايت و ...).
برچسب: راز موفقیت,
نویسنده: حسین پایداری نسب